-----------------

برم (حاجی حاجی)
خانواده بزرگ بختیاری (حاجی حاجی) 
قالب وبلاگ
شگفتی جهانی

دانشمندان کشورهای جهان از طرح وساخت لباس مردان بختیاری درشگفت شده اند

چرا که :


-- شلوار دبیت پشت و رو ندارد.

-- چوغا زیر و رو ندارد.

-- و.... گیوه ها چپ و راست ندارند.

براستی که سادگی و صداقت بختیاری ها هما نند لباسشان در گفتار و کردار و پندارشان

نهفته است.

========================================

لغت نامه بختیاری

  نسبت های فامیلی و خانوادگی **

بَوو(بَوِه) پدر گَوو(گَگِه) برادر

دا مادر ددو(دَدِه) خواهر

  زينِه زن-                                            همسر آقا عمو

  ميرِه مرد-شوهر                                   زين آقا زن عمو  

 خُسي والدین زن یا شوهر                      تاتِه عموی مسن

بِرارشَر برادرشوهر                               تاتِه زا عموزاده

زين بِرارشَر جاری                                  وازا بچه های دو عموزاده

بِرارزن برادرزن                                    كِچي عمه

خارزن خواهرزن                               كِچي زا عمه زاده

============================================================

نا مگذاري اسب ها در بختياري 

خِرسان : اسب قوي، تنومند، شجاع و يكه شناس

كَهَر : اسب سياه

سَمَند : اسب با رنگ بين قهوه اي روشن و بز

كُميت : اسب زرد، قهوه اي نزديك به زرد

كُميت جال: اسب زرد، قهوه اي نزديك به زرد با پيشاني كمي سفيد

اَلُ : اسب زرد، قهوه اي نزديك به زرد با پيشاني سفيد تر

بور : اسب كُميت بايال بور

==========================================================

مصلحت:

چوپاني گله را به صحرا برد .به درخت گردوي تنومندي رسيد. از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت، خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد. ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند. مستاصل شد...از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت:
-اي امام زاده گَلُمِه نذرت اِكُُنُم ، از ئي درخت سالم بيارُم پایین...

قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت وگفت:

-اي امام زاده خدا راضي ني بو كه زن و بچه مو بيچاره ها از تنگي و خواري بميرن و تو همه گله نِه صاحب آبوي!!! نصف گله نِه بِت اِدُم و نصف ديس سي خُم...
قدري پايين تر آمد. وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت:
-اي امام زاده نصف گله نِه چطوري اِخوي ضَفت بكني؟ همه سونه ا خُم ضَفت اِ كنم. در عوضس كشك و پشم نصف گله نِه اِدُم به خُت.

وقتي كمي پايين تر آمد گفت:

-بالاخره چوپونَم كه بي مِزد ني بو. كشكِش سي تو، پشمِش سي مو بعوض دستمِزد.

وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت:

-مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟ مُ ز هول خُم يه غلطي كردُم
غلط زيادي كه جريمه نداره!!!!!

===========================================================

شباهت کلماتی:

عجییبه !! واقعا" هم عجیبه و هم جالب. ایما ئی سردنیا- انگلیس ئو سر دنیا- چطوری بعضی زکلمات ایما ز لحاظ تلفظ و معنی ئیهمه شباهت دارن؟ ایر ئی موضوع نه به فتلا و یدلا و کل تیمور و ماه سلطان و شاطلا و..... درمیون بنیم باور ئیکنن؟ نیگن لیوه ایم؟؟ نگاه کنین....

كلمه انگليسي تلفظ بختياري معني مشترک درهردوزبان

--------------- ----- ------------------- ------------------------------

Lick ليس لیس زدن

Dungle دَ نگال ، شل و ول، لق لقو


down دُ وُن ، پا يين

Rock راك ، صخره

Troat تِرات ، يورتمه رفتن حيوانات

Cough كُف ، سرفه كردن

House حَوش ، حياط ، خانه

Cute كوتو ، حيوان (سگ) كوچولو وبامزه

Blaze بِلاز ، شعله

New نو ، جديد تازه

Lunch لُنج ، به دريا انداختن ، لب و لوچه آبكي

============================================================

اصطلاحات لری:

"ول كن گُندامَه تا گُنداتَه ول كنم" چيست؟؟

آخرين تقاضاي يك لَر براي خا تمه جنگ تن به تن



"تو مدون" چيست؟؟

نام مجهول خوراكيي است كه مادران آهسته و مخفيانه مي جوند ودرپاسخ سو ا ل كودك كنجكاو خود اراِِئه ميدهند.

==========================================================

واژه ها:

واژه هاي بختياري : درمورد حالات ديوانگي

چِل : : نزديك به مرز ديوانگي

اَو به سَر : نفهم خل وضع

كَلو : بي پروا در حرف زدن

بند به گُند : افسرده

كَلِه پَرت : زبون ول،

سابِلادا ر : ديوانه سا بقه دا ر

جِندين : ديوا نه

كُهي : ديوانه فرا ري از خانه

============================================================

هوشمندی:

آمريکايي ها و لرها

سه نفر آمريكايي و سه نفرلر با همديگر براي شركت در يك كنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريكايي هر كدام يك بليط خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه ايراني ها سه نفرشان يك بليط خريده اند.....

يكي از آمريكايي ها گفت: چطوره كه شما سه نفري با يك بليط مسافرت مي كنيد؟

يكي از لرها گفت: صبر كن تا نشو نت بد يم .

همه سوار قطار شدند. آمريكايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما لر ها سه نفري رفتند توي يك دستشويي و در را روي خودشان قفل كردند. بعد، مامور كنترل قطار آمد و بليط ها را كنترل كرد.

در دستشويي را زد و گفت: بليط، لطفا!

در دستشويي باز شد و از لاي در يك بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه كرد و به راهش ادامه داد.

آمريكايي ها كه اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند كه چقدر ابتكار هوشمندانه اي بوده است. بعد از كنفرانس آمريكايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان كار لرها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز كنند.

وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريكايي يك بليط خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه آن سه تا لر هيچ بليطي نخريدند.

يكي از آمريكايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر كنيد؟

يكي از لر ها گفت: مهل بده تا نشونت بدیم

سه آمريكايي و سه تالر سوار قطار شدند، سه آمريكايي رفتند توي يك دستشويي و لر هاهم رفتند توي دستشويي بغلي آمريكايي ها و قطار حركت كرد. چند لحظه بعد از حركت قطار يكي از ايراني ها از دستشويي بيرون آمد و رفت جلوي دستشويي آمريكايي ها و گفت: بليط ،بی زحمت

===========================================================

کی وون

بنویسیم : فلاخن-قلاب سنگ

بخوانیم : کی وون




فَلاخَن ابزاری جنگی بوده‌است که برای پرتاب چیزهایی مانند سنگ از آن بهره می‌بردند. فلاخن از رشته‌ای پشمی یا ابریشمی ساخته‌می‌شده‌است. امروز بیشتر در نزد چوپانان کاربرد دارد و بدان قلاب‌سنگ هم می‌گویند.

فلاخن در متن‌های پارسی به گونهٔ فلاخان، فلخمان، پلخمان، فلماخن، بلخم، دستاسنگ، دست سنگ، قلباسنگ، فلماسنگ، کلاسنگ و کلماسنگ نیز نوشته‌شده‌است. در برخی از شعرهای پارسی نیز به کار رفته‌است مانند این شعر از جامی:

نخستین خواند استادان پرفن

که بستند از برایش یک فلاخن


... ودرزبان بختیاری به کی وون معروف است



فلاخن یک جنگ‌افزار کهن است که خاستگاهش به درستی آشکار نیست ولی می‌نماید که در دورهٔ نوسنگی در حوزهٔ مدیترانه بیشتر کاربرد داشته‌است. اگر استرالیا را مستثنی بگیریم می‌توان گفت که فلاخن در همه‌جای جهان زمانی کاربردی داشته‌است. البته آشکار نیست که گسترش این ابزار در پیوند با مردمان کهن با یکدیگر بوده‌است یا اینکه مردمان پراکنده خودشان جداگانه به این اختراع رسیده‌اند.

هومر و بسیاری از نویسندگان یونانی به این جنگ‌افزار اشاره کرده‌اند. در ۴۰۱ (پیش از میلاد) یونانیان در جنگ با اردشیر دوم هخامنشی از سپاه فلاخن‌انداز او بسیار آسیب دیدند و به ستوه آمدند

============================================================


[ ] [ 12:22 ] [ قاسم حاجی حاجی ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

تقدیم به حضرات بساک (حاجی حاجی )تماس با نویسنده و مدیریت وبلاگ ghasem.hajihaji@yahoo.com
اینجانب قاسم حاجی حاجی فرزندی از قوم بزرگ بختیاری،افتخار دارم تا با سایر بختیاریهای عزیز در جهت بهتر شناساندن قوم بختیاری به تمام ایران بکوشیم. امید است شما همتبار عزیز این فرزند کوچک زاگرس را در این راه سخت و دشوار یاری فرمایید.
دست هایت را به من بده تا تو رابه سرزمینی که بوی تره ایلاقی و کلوس و لیز میدهد ببرم سرزمینی که شیرهایش آماده ندای خدایشان هستند تا بر دشمنان میهن شان حمله ور بشوند سرزمینی که دوغ را در پیاله میخورند سرزمینی که نانشان حلال تر از حلال است سرزمینی که همیشه مردمانش در حال سختی هستند سرزمینی که شیرهای خود را یکی پس از دیگری فدای میهن پاک خود کرده و هیچ انتظاری نداشته و ندارد. سرزمینی که سرداراسعدها و شیرعلیمردان ها فدا کرده و به جامعه داده است. این سرزمین سرزمین بزرگ و وسیع بختیاری (لر بزرگ) است. که الیگودرز هم یکی از اجزای تشکیل دهنده این سرزمین بزرگ است و بنده افتخار این را دارم که توانسته ام وظیفه وبلاگ نویسی در راه ایل بختیاری و روستای برم را بر دوش خود گرفته باشم و تا انجایی که خون در رگهایم جاری است این کار را ادامه میدهم تا تعدادی از دوستان بیدار بشوند و بفهمند که چه نیاکانی داشته اند. باتشکر
این شعر برای شما بختیاریهای عزیز:
از آن هنگام که بر پا شد عشیره
بختیاری گشت بر دو تیره
یکی چالنگ یکی هفت لنگ باشند
به روز رزم هماهنگ باشند
به امید اتحاد دوباره بختیاری و بازیافتن قدرت و شکوه از دست رفته بختیاری

تذکر:

بعضی از عکس ها بزرگتر از اندازه صفحه میباشد لذا برای دیدن کامل تصاویر باید ابتدا ذخیره شو ند.
امکانات وب
--------------------------------

کــد بزرگ شدن تصویر